تبلیغات
خانه مریم بانو

والسلام!

به مادرم گفتم دیگر تمام شد!
گفتم همیشه پیش از اینکه فکر کنی اتفاق می افتد.......


ممنون از تمام عزیزانی که تو این مدت برام نظر دادن و جویای حالم بودن.
این پیج دیگه بروز نخواهد شد اما امیدوارم از مطالب قبلی استفاده کنید و براتون مفید باشه.
ممنونم از ترمه ی عزیزم که یک دنیا برام ارزش داره و مهم ترین دلیلی که این پست رو گذاشتم تویی ترمه جان!
اگر دوستان قدیمی مایل به ارتباط هستن، یک پیام خصوصی برام بفرستن تا ادرس جدید بدم خدمتشون.
با سپاس از تمام عزیزان
من ان شالله تا قبل از ماه رمضون میام سر میزنم که نظرات رو بخونم برای آخرین بار




خاطره: شخصی،

[ دوشنبه 3 خرداد 1395 ] [ 01:45 بعد از ظهر ] [ مریم بانو ]

[ دل نوشته() ]

مریم بانو-نوشت!

از آخرین باری که اینجا مطلب گذاشتم دقیقن سه ماهی میگذره
راستش دیگه اینجا شور و نشاط قبل رو نداره و بیشتر دوستان قدیمی یا وبلاگاشون بسته شده یا به هر دلیلی سراغی نمی گیرند
البته دوستان با معرفتی هستن که هنوز هم به بنده لطف دارن و مرتب سر میزنن و پیگیر مطالب هستن ولی باید بگم بنا به همون دلایلی که عرض کردم، تا اطلاع ثانوی مطلبی گذاشته نمیشه
این روزها حسااااااااابی مشغول آماده کردن کارهای دستی متنوع هستم و تو اینستاگرام خانه مریم بانو، مطالب رو کمابیش میگذارم
از دوستان عزیزی که مرتب به اینجا سر میزنن عذرمیخوام و امیدوارم حال بنده رو درک کنن
علت اینکه وبلاگ رو نمی بندم هم دو چیز هستش
یکی مطالبی که تو این مدت با زحمت زیاد جمع کردم و به نوعی دفتر خاطرات تلخ و شیرین این چند سالمه و ممکنه به درد کسی بخوره و برای کسی مفید باشه
دوم اینکه خدا رو چه دیدین، شاید یه روزی برگشتم و اینجا نوشتن رو دوباره شروع کردم!!
ان شالله هرجا هستید زیر سایه امام زمان و خونواده هاتون باشید و زیباترین لحظات رو درکنار عزیزانتون تجربه کنید
در پناه خدای مهربون




خاطره: شخصی،

[ چهارشنبه 14 بهمن 1394 ] [ 06:54 قبل از ظهر ] [ مریم بانو ]

[ دلنوشته() ]

آموزش تصویری بافت جلیقه مردانه

اصلن خوبیه پاییز به اینه که بشینی واسه زمستون، بافتنی کنی
انقد حال آدمو خوب میکنه 
مخصوصن اگه چیزی که میبافی با عششششششق باشه و برای همسرت باشه!
مامان بنده، مدرس بافتنی هستن و یه بافنده ی حرفه ای ولی متاسفانه، من چندان از این هنرِ فوق العاده مامان، استفاده نکردم چون همیشه آماده و در اختیارم بوده ولی  از اونجاییکه ازدواج من، آغاز تحولات بزرررررررررررررررگ زندگیم شد، چند سالی میشه که سعی میکنم، کارای بافندگیمو خودم انجام بدم و کلی هم براشون ذووووووووق میکنم
امسال هم که خداروشکر بارونا و هوای خنک حسسسسسسسسسسابی خوشحالمون کرد و نعمت های خدا همینجوری، داره رو سرمون می باره
خدایا شکرررررررررررررررررررررررررررررررت برای همه قطرات بارونی که برای خوشحال کردنمون فرستادی
و در راستای همین هنرهای بعد از ازدواج، بنده جدیدن یه جلیقه برای همسرم بافتم که تصمیم دارم آموزش کاملشو اینجا بذارم براتون
آموزش این کار  رو رایگان میذارم ولی از تمام کسایی که این آموزش به دردشون میخوره، میخام برای حل شدن مشکل یه بنده خدایی، یه صلوات بفرستن
ان شالله که خدا گره زندگیشونو باز کنه و به بهترین شکل کمکشون کنه
اینم جلیقه ی دستبافت، کار دستِ مریم بانو که با عشششششششق تقدیم شد به همسر جان


برای آموزش به ادامه مطلب مراجعه کنید
سریال عطسه، کار جدید آقای مهران مدیری هم اومده؛ اورجینال بخریم تا از ایشون حمایت کنیم!
منتظر آموزش یه ژاکت مردونه فوق العاده هم باشید ان شاالله


آموزش کامل بافت


خاطره: بافتنی،

[ پنجشنبه 14 آبان 1394 ] [ 09:17 قبل از ظهر ] [ مریم بانو ]

[ هنر نوشته() ]

ست چرمی پاییزی من

خیلی وقته که اینجا حس و حال قبل رو نداره؛ دلایلشم زیادن!
از برنامه های چت موبایل و اینستاگرام و فیس بوک و.... بگیر تا خراب شدن بلاگفا و ازدست رفتن وب خیلی از دوستان و آواره شدنشون...
خب طبیعیه که تو این شرایط منم نتونم زیاد اینجا مطلب بذارم ولی به احترام اون چند صد نفری که شاید هرروز، بهم سر میزنن، تصمیم گرفتم هر هفته مطلب جدید بذارم ان شالله..
این روزا شهر ما (ماهشهر) هم بعد از دو سال، رنگ بارون به خودش دید و شکر خدا برکت خدا، درصد زیادی از آلودگی هوا رو از بین برد
دیشب مجری ابله خبر میگه: خوزستانیا بعد از گلایه درمورد خاک ، انگار بارون هم بهشون نمیسازه!!!!!
کسی نیست بهش بگه آخه بی شعور، وقتی تو آلوده ترین شهر جهان بارون بباره، معلومه که بارون اسیدی میشه و رو سر و صورت مردم میباره و 3000 نفر رو راهی بیمارستان میکنه!
خیلی برام جالبه!!!
اکثر این آدما وقتی اسم شهری مثل بندر ماهشهر رو می شنون ، میگن: مال کدوم استانه؟؟؟؟؟؟؟ درصورتیکه اگه فقط بندر ماهشهر نبود، نصف اقتصاد مملکت، فلج میشد! 
دیشب از ته قلبم برای این خانم گوینده خبر و اون کسی که این خبر رو نوشته داده دستش، دلم سوخت ......
بگذریم....
این روزها مشغول کارهای هنری متنوعی هستم که ان شالله به زودی کم کم ، همه رو تو وب میذارم با آموزش
ولی امروز میخام یکی از کارهای چرم دوزیمو براتون بذارم و امیدوارم خوشتون بیاد
در حال حاضر مشغول خوندن کتاب حماسه حسینی استاد مطهری هستم. خواهش میکنم، همه کسایی که بدون اطلاعات، متن های افسانه ای بدون منبع رو درمورد واقعه عاشورا ، تو گروه های تلگرام و واتس اپ و ...... میذارن، حداقل حداقل، بخش تحریفات این کتاب رو بخونن که پس فردا، شرمنده امام حسین نشن

بزودی با یک آموزش مرحله به مرحله ی جلیقه بافتنی مردانه، همراه با عکس و توضیح در خدمتتونم.
البته این آموزش رو تو اینستاگرام گذاشتم ولی برای دوستانی که اینستا ندارن، اینجا توضیح میدم

اینم ست پاییزی چرمی من






خاطره: چرم دوزی،

[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 09:35 قبل از ظهر ] [ مریم بانو ]

[ هنر نوشته() ]

اَینَ طالِبُ بِدَمِ اَلمَقتولِ بِکَربَلا





خاطره: شخصی،

[ جمعه 1 آبان 1394 ] [ 01:01 قبل از ظهر ] [ مریم بانو ]

[ تسلیت() ]