تبلیغات
خانه مریم بانو - سفره ی روز دهم ماه رمضان
پریشبا تلوزیون یه مستندی پخش میکرد درمورد زندگی یکی از اولیا الله به نام آشیخ حسنعلی نَخودکی (من قبلنا به اشتباه نُخودکی میخوندم). یادم نیست مشغول چه کاری بودم ولی تمام و کمال ندیدمش و کنترل هم که دست همسری باشه، مدام کانالو عوض میکنه..
آخرای مستند یه حرف عجیبی زد!
گفت یه آدمایی هستن مث همین آشیخ حستعلی که اولیا الله هستن و هم در طول حیاتشون و هم بعد از مرگشون، کرامات زیادی دارن و میشه بهشون توسل جست. این حرف منو حسسسسسسسابی تو فکر برد. دو تا از همسایه هامون به شدت باهم مشکل پیدا کرده بودن و بخاطر یه سو تفاهم رابطه شون حسسسابی بد شده بود و داشت روی تمام ساختمان تاثیر بد میذاشت!! دیشب قرار شد همه جمع بشن و این سوتفاهما رو برطرف کنن ولی هییییییییییچکس امیدی برای حل این موضوع نداشت چون یکی از این طرفین آدم بسیار غیر منطقی و ... هست!
من خییییییییییییییییلی روی آرامش همسری حساسم و دوس ندارم هیچی آرامش اون و خودمو به هم بزنه و خییییییییییلی نگران بودم وقتی همسری داشت واسه جلسه ساختمون میرفت...
چهار قل و سوره حمد و سوره قدر و دعای توسل و ...... خلاصه هرچی بلد بودمو خوندم ولی بازم دلم ناآروم بود..
یهو مث یه جرقه یادم به آشیخ حسنعلی نخودکی افتاد و اون حرفی که راجبشون توی تلوزیون گفته بود و اونم اینکه اولیا الله حتا بعد از مرگشون، کراماتشون قطع نمیشه. از دلم گذشت گفتم آشیخ حسنعلی اگه خودت این مسئله رو به خوبی و خوشی حل و فصل کنی، قول میدم از فردا راجب زندگیتون توی وبلاگم پست بذارم!! نمیدونم چرا همچین چیزی از دهنم دراومد و چرا این خاسته رو کردم چون معمولن اینجور مواقع به نیت اون کسی که تو ذهنم میاد، صلوات یا زیارت عاشورا یا ختم قرآنی و ... نذر میکنم
خلاصه که همسری بعد از 1.5ساعت مذاکره اومدن خونه و منکه دل تو دلم نبود، ازشون پرسیدم چه خبر؟! گفتن: خیااااااااااااالت راحت. همه چی درست شد!!
هنوزم که دارم این مطلبو مینویسم باورم نشده چطور دو نفر که انقد کینه همدیگه رو گرفته بودن، انقد راحت تحت تاثیر حرفای همسری، رابطه شون خوب شده!!!
آشیخ حسنعلی نخودکی الوعده وفا!!
میدونم شما خیلی بزرگ تر از این حرفا هستید که بخام خدای نکرده ارج و قربتون رو پایین بیارم. واسه همین برای کسایی که وااااااااقعن علاقمند به شنیدن قصه ی زندگی تون هستن، تو ادامه ی مطلب، تو چند روز متوالی ان شالله قصه و کرامات شما رو تعریف میکنم. ان شالله که ازم راضی باشید همونطور که من از شما راضی بودم و ان شالله خدا از هر دومون راضی باشه
اگه مایل به شنیدن این قصه هستید، از این به بعد میتونید تو ادامه ی مطلب، زندگینامه و کرامات آشیخ حسنعلی نخودکی رو دنبال کنید


و اما سفره ی روز دهم ماه رمضون ما یه منوی ویژه داشت
از این جهت ویژه که غذاش جدید و خوشمزه بود
روزه باز کن: نبات جوش+ حلوای گل گلی با دستور مامانی ام (یه کاسه کوچولو آرد رو با همون مقدار روغن تفت دادم تا کمی سرخ شد، بعد یه کاسه کوچولو  شکر و دو تا از همون کاسه، آب رو باهم ترکیب کردم و گذاشتم روی گاز تا شربتش قوام اومد و به شربت، زعفرون اضافه کردم و یه هویی ریختمش توی ظرف آرد و روغنی که روی شعله بود و تند تند همش زدم تا حلوا وسط قابلمه جمع شد.بعد یه قاشق گلاب بهش اضافه کردم و تزیینش کردم)
تشنگی رفع کن: شربت خاکشیر و آبلیمو + رانی
غذای اصلی : میتلف با دستور فوق العاده ی وب بینظیر "آشپزی های مامانم" که البته چون تجربه ی اولم بود به مشکلاتی برخوردم که حالا با شما درمیون میذارم که بدونید. طبق این دستور غذا رو آماده کنید فقط 1. من به سلیقه ی خودم به سس روی غذا یه دونه قارچ نگینی خرد شده اضافه کردم که مزه شو بینظیر کرد 2. توی دستور گفته که مایه رو توی قالب که کف اون کاغذ روغنی گذاشتیم بذارید ولی زیاد هم مهم نیس این موضوع ولی چربش کنید، درصورتیکه خیییییییییییییلی مهمه و من چون کف قالب رو چرب نکرده بودم و فقط کاغذ روغنی گذاشتم، نتونستم کاغذشو جدا کنم.پیشنهادم بهتون اینه که با روغن مخصوص که آموزششو تو وب نسرین جون میتونید ببینید، حسسسسسسسسسابی چرب کنید بعد مواد رو قرار بدین تا قالبی در بیاد3. یه مقداری این غذا مزه ی گوشتش غااااالبه چون بهش ادویه ی خاصی نمی زنن، اگه مث من از مزه ی گوشت خوشتون نمیاد پیشنهاد میکنم به مواد گوشتتون کمی گلپر و آویشن اضافه کنید 4. همسری معتقد بودن اگه به شیوه ی اورجینالش باشه ینی پنیر پیتزا روش نداشته باشه بهتره 5. من قالب مناسبشو نداشتم ولی بنظرم اگه تو ظرف گودتری باشه و ظرف رو هم کاملن چرب کنیم، غذای بی نظیری خواهیم داشت
سفره پر کن: خیارشور، گوجه و فلفل دلمه + بورانی کدو

اینم عکس سفره ی عشقولکی ما




نماز و روزه های همگی قبول حق ان شالله
 و التماس دعا


.
.
.
.
.

شیخ حسنعلی اصفهانی(ره) فرزند علی اکبر فرزند رجبعلی مقدادی اصفهانی(ره)، در خانواده زهد و تقوی و پارسائی چشم به جهان گشود، پدر وی مرحوم ملاّ علی اکبر، مردی زاهد و پرهیزگار و معاشر اهل علم و تقوی و ملازم مردان حق و حقیقت بود و در عین حال از راه کسب، روزی خود و خانواده را تحصیل می کرد و آنچه عاید او می شد، نیمی را صرف خویش و خانواده می کرد و نیم دیگر را به سادات و ذراری حضرت زهرا علیها السلام اختصاص می داد.

در سال 1269 هجری قمری، دختری به وی عنایت شد که مادرش تا چهار ماه پس از وضع حمل حتی قطره ای شیر در سینه نداشت و آنچه دوا و دعا کردند، مؤثر نیفتاد. تا یکی از دوستان، او را به سوی مردی صاحب نفس به نام حاج محمد صادق تخته پولادی هدایت کرد.

ملاعلی اکبر به دلالت دوست خود، به حضور حاجی رسید و عرض حاجت نمود. حاجی به وی دستور داد تا هر چه دعا و دوا برای زوجه اش گرفته است، از وی دور سازد و خود،  در حبّه نباتی بدمید و فرمود تا آن را به زوجه خود بخوراند. با انجام دستور حاجی، پس از ساعتی شیر از سینه زن جریان یافت و به خارج راه گشود و همین امر سبب ارادت فراوان ملا علی اکبر به مرحوم حاج محمّد صادق(ره) گردید و مدت بیست و دو سال خدمت ایشان را به عهده گرفت و در این مدت، تحت تربیت و ارشاد وی به مقاماتی معنوی نائل آمد. 


ملا علی اکبر در شهر، به کسب خود اشتغال می ورزید و در عین حال حوایج آن مرد بزرگ را نیز فراهم می ساخت و شبهای دوشنبه و جمعه به خدمت او می رفت و در تخت پولاد بیتوته می کرد. 


از طرف دیگر مرحوم ملا علی اکبر که فرزند ذکوری نداشت، عهد کرده بود که به اعتاب مقدسه مشرّف و متوسل شود تا خداوند پسری به او کرامت فرماید، این سفر که در سال یازدهم از خدمت او به مرحوم حاجی محمد صادق اتفاق افتاد با حامله شدن عیالش پایان پذیرفت و حاجی قبل از تولّد فرزند به او بشارت پسری داده و سفارش کرده بود که آن پسر را « حسنعلی» نام گذارد.
در سحرگاه یک شب که ملا علی اکبر در تخت پولاد، به خدمت استاد خود سرگرم بود، خبر شادی بخش تولّد نوزاد را از استاد خود می شنود و مجدداً در مورد نامگذاری کودک به « حسنعلی» توصیه می گردد. 
 
 مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی شب دوشنبه و یا جمعه نیمه ماه ذی القعدة الحرام سال 1279 هجری قمری با بشارت قبلی مرحوم حاجی محمّد صادق در اصفهان در محلّه معروف به جهانباره که گویند میهمانسرای سلطان سنجر بوده است، دیده به جهان می گشاید و....

برای شادی روح این بزرگمرد فرزانه صلوات بفرستید
ادامه در پست های بعدی
منبع: سایت شیعه نیوز




طبقه بندی: آشپزی، 

تاریخ : یکشنبه 7 تیر 1394 | 08:37 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | شکم نوشته
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.