تبلیغات
خانه مریم بانو - سفره روز یازدهم ماه رمضان
واااااااااااای خدایا!!
مگه میشه؟ مگه داریم؟
مسابقه ی والیبال دیشب عجییییییییییییییب زد تو برجکمون!!
خداییش لهستانیا حقشون برد بود. خیییییییلی خوب بازی میکردن. ما اشکالاتمون خیلی زیاد بود..
دیگه هرچی بود گذشت
ان شالله تو لیگ جهانی آسفاااااااااااااااااااااالتشون میکنیم مخصوصن اون کاپیتان نکبتشون، که دیشب دلم میخاست خفه ش کنم
خب چه خبرا؟؟ خودتون چطورید؟؟ 
بلاگفاییا هم ان شالله داره مشکلاتشون حل میشه
فقط من نمیدونم چه بر سر وب خانمی اومده!!! کلن نیست و نابود شده!!
خانمی لدفن بیا بگو ببینم وبت چی شده؟؟ خودت حذفش کردی؟؟

و اما منوی روز یازدهم!
اولش بگم که قرار بود دیروز ، برای افطار ته چین خوشششششششمزه با دستور نسرین جون درست کنم ولی همسری گیر داده بود که قیمه میخاد
دیگه ما هم اطاعت امر کردیم و اینجوری شد که قیمه پلو شد غذای افطاری ما
روزه باز کن: نبات جوش + خرما+ حلوای تن تنانی
تشنگی رفع کن: شربت آناناس
غذای اصلی: قیمه پلو با برنج زعفرانی و ته دیگ سیب زمینی خلالی
سفره پر کن: سالاد شیرازی + بورانی کدو

اینم عکس سفره ی دوست داشتنی ما



راستی بنظرتون چرا جنسای ایرانی اینجورین؟!!
دیروز به آخرای دستمال رولی آشپزخونه رسیدم، انققققققققد برگاش نازک و بی کیفیت بودن که تو دست خمیر میشدن
مث میوه ها، ما هروقت توت فرنگی میگیریم، هیچوقت بسته بندی نمیگیریم، چون همیشه تهش ریز و له هستن
مث میگو پاک شده، که هروقت میگو بسته بندی از بازار اینجا بخری، روش همه درشتن، زیرش همه ریز و بد...
آخه چرا واقعن؟؟
خداییش خیلی به ژاپنیا حسودیم میشه!! وجدان کاریشون از یه مسلمون واقعی هم بالاتره!
همیشه به شوهرم میگم اگه اسلام تو ژاپن ظهور میکرد، اونا مجبور نبودن تغییر زیادی به خودشون بدن ولی ایرانیا بیچاره میشدن....
.
.
.
.
.
مرحوم ملا علی اکبر فرزند دلبند خود را از همان کودکی در هر سحرگاه که خود به تهجّد و عبادت می پرداخته، بیدار و او را با نماز و دعا و راز و نیاز و ذکر خداوند آشنا می ساخته است و از هفت سالگی او را تحت تربیت و مراقبت مرحوم حاج محمد صادق(ره) قرار می داده است.
 
خود مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نقل فرمودند:

« بیش از هفت سال نداشتم که نزدیک غروب آفتاب یکی از روزهای ماه رمضان که با تابستانی گرم مصادف شده بود، به اتفاق پدرم، به خدمت استاد حاجی محمد صادق، مشرّف شدم.

در این اثناء کسی نباتی را برای تبرک به دست حاجی داد. استاد نبات را تبرک و به صاحبش رد فرمود و مقداری خرده نبات که کف دستش مانده بود، به من داد و فرمود بخور، من بیدرنگ خوردم.

 پدرم عرض کرد: حسنعلی روزه بود. حاجی به من فرمود: مگر نمی دانستی که روزه ات با خوردن نبات باطل می گردد. عرض کردم: آری، فرمود: پس چرا خوردی؟ عرضه داشتم: اطاعت امر شما را کردم. 
استاد دست مبارک خود را بر شانه من زد و فرمود: با این اطاعت بهر کجا که باید می رسیدی رسیدی. »

خلاصه ایشان از همان زمان، زیر نظر حاجی به نماز و روزه و انجام مستحبّات و نوافل شب و عبادات پرداخت و تا یازده سالگی، که فوت آن مرد بزرگ اتفاق افتاد، پیوسته مورد لطف و مرحمت خاص استاد خود بود و از آن پس نیز روح بزرگ آن مرحوم همیشه مراقب احوال او بود و در مواقع لزوم او را مدد و ارشاد می فرمود.
 
جناب شیخ حسنعلی می فرمود:

« هر زمان که به هدایت و ارشادی نیازمند می شدم، حالتی شبه خواب بر من عارض می گشت و در آن حال، روح آن مرد بزرگ به امداد و ارشادم می شتافت و از من رفع مشکل می فرمود.
 از جمله پس از فوت مرحوم حاجی، شخصی به من اصرار می کرد که نزد مرشد زنده برویم و از ارشاد او بهره مند شویم. به دنبال اصرار او بود که حالتی شبیه خواب بر من عارض شد و در آن حال مرحوم حاجی را دیدم که آمدند و دست به شانه های من زدند و فرمودند: هر کس مثل ما آب زندگانی خورد، از برای او مرگ نیست، تو کجا می خواهی بروی؟ »

« ولا تحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهّم یرزقون ».

و سخن حضرت امیرالمؤنین علیه السلام نیز مؤید همین معنی است که فرمود: 
« الا انّ اولیاء الله لا یموتون بل ینقلون من دار الی دار: 
آگاه باشید که اولیاء خدا را مرگ نیست بلکه از خانه ای به خانه دیگر نقل مکان می کنند. »

مرحوم حاج شیخ حسنعلی از دوازده تا پانزده سالگی، تمام سال، شبها را تا صبح بیدار می ماندند و روزها همه روز، بجز ایّام محّرمه، با ترک حیوانی روزه می گرفتند و از پانزده سالگی تا پایان عمر پر برکتش، هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان و ایام البیض هر ماه را صائم و روزه دار بودند و شبها تا به صبح نمی آرمیدند.

حاج شیخ حسنعلی اصفهانی از آغاز نوجوانی خود، به کسب دانش و تحصیل علوم مختلف مشغول شدند، خواندن و نوشتن و همچنین زبان و ادبیات عرب را در اصفهان فرا گرفتند و در همین شهر، نزد استادان بزرگ زمان، به اکتساب فقه و اصول و منطق و فلسفه و حِکم پرداختند.

از درس فقه و فلسفه عالم عامل مرحوم آخوند ملا محمد کاشی فایده ها بردند و فلسفه و حکمت را از افاضات ذی قیمت مرحوم جهانگیرخان و تفسیر قرآن مجید را از محضر درس مرحوم حاجی سید سینا پسر مرحوم سید جعفر کشفی و چند تن دیگر از علماء عصر آموختند.

سپس برای تکمیل معارف به نجف اشرف و به کنار مرقد مطهر حضرت امیرالمؤنین علیه السلام مشرف شدند. در این شهر، از جلسات درس مرحوم حاجی سید محمد فشارکی و مرحوم حاجی سید مرتضی کشمیری و ملا اسماعیل قره باغی استفاده می کردند.

فرزند ایشان  نقل می کند : 
مرحوم پدرم، خود نقل می فرمود:

« نخستین روزی که برای زیارت و درک حضور مرحوم حاجی سید مرتضی کشمیری به محل سکونت ایشان در مدرسه بخارائیها رفتم، اتفاقاً روز جمعه بود و کسی را در صحن و سرای مدرسه نیافتم که جویای اطاق آن مرد بزرگ شوم؛ ناگهان از داخل یکی از حجرات دربسته، صدائی شنیدم که مرا با نام، نزد خود می خواند، بسوی اطاق رفتم، مردی در را به روی من گشود و فرمود: بیا، کشمیری منم. »
 
و نیز پدرم می فرمودند:

« شبی از شبهای ماه رمضان، مرحوم حاجی سید مرتضی کشمیری به افطار، میهمان کسی بود. پس از مراجعت به مدرسه، متوجه می شود که کلید در را با خود نیاورده است.
 نزدیک بودن طلوع فجر و کمی وقت و بسته بودن در اطاق، او را به فکر فرو می برد، اما ناگهان به یکی از همراهان خود می فرماید: معروف است که نام مادر حضرت موسی، کلید قفلهای در بسته است، پس چگونه نام نامی حضرت فاطمه زهرا(س) چنین اثری نکند؟

آنگاه دست روی قفل بسته گذاشت و نام مبارک حضرت فاطمه سلام الله علیها را بر زبان راند که ناگهان قفل در گشوده شد. »

مرحوم حاج شیخ حسنعلی ( نخودکی ) ، پس از مراجعت از نجف اشرف، در مشهد مقدّس رضوی سکونت اختیار کردند و در این دوره از زمان، از محاضر درس و تعالیم استادانی چون مرحوم حاجی محمد علی فاضل و مرحوم آقا میر سید علی حائری یزدی و مرحوم حاجی آقا حسین قمی و مرحوم آقا سید عبدالرحمن مدرس بهره مند می گردیدند و در عین این احوال و در ضمن تحصیل و تدریس، به تزکیه نفس و ریاضات شاقّه موفق و مشغول بودند.

 در علوم باطنی ، نخستین استاد ایشان، مرحوم حاجی محمد صادق تخت پولادی بود که از هفت سالگی در تحت مراقبت و مرحمت مخصوص آن مرد بزرگ قرار گرفته؛ لیکن بعد از وفات او، به خدمت سید بزرگوار مرحوم آقا سید جعفر حسینی قزوینی که در شاه رضای اصفهان متوطن بود، راه یافت....

برای شادی روح این بزرگمرد فرزانه صلوات بفرستید
ادامه در پست های بعدی ان شالله
منبع: سایت شیعه نیوز





طبقه بندی: آشپزی، 

تاریخ : دوشنبه 8 تیر 1394 | 08:12 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | شکم نوشته
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.