تبلیغات
خانه مریم بانو - دل نبشته ...
امروز جمعه است...
یه جمعه ی دیگه که همه منتظرش هستیم...
هر کسی منتظر یه چیزی..
کارمند ها منتظر یک روز استراحت و خابیدن تا لنگ ظهر!
مغازه دار ها منتظر یک روز زدن به دل دشت و صحرا و استراحت!
مجردها به فکر یک روز رفتن به کوه همراه با دوستان یا قرارهای دوستانه!
متاهل ها به فکر تمیز کردن خونه و رتق و فتق امورِ بجا مونده از روزهای گذشته!
پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها منتظر دیدن پسرا و دخترا و نوه ها و نتیجه ها و ....!
من  منتظر  تو!
کاش میدونستم چطور منتظرت باشم که بیای 
کاش میدونستم آدرس وبلاگت چیه برات کامنت میذاشتم
کاش میدونستم شماره ت چنده که توی تلگرام و واتس اپ و ... برات پیام بدم
حتا اگه اینترنتت قط بود بهت پیامک میزدم
اگه پیامکم دلیور نمیشد، بهت زنگ میزدم ک بیا
ک دیگه خسته شدیم ک دیگه بریدیم ک دیگه درمونده شدیم
کاش می شد رو در رو بهت بگم که چه دنیایی داریم
ک جواب اشتباهات ما رو آدمای بی گناه میدن
ک تاوان اختلافات و جنگ های بر سر پول و قدرت رو، کودکان بی گناهی میدن که جسداشونو آب دریا برامون میاره، یا زیر خروارها آوار و خاک پیدا میشن
"من اینجا بس دلم تنگ است..."
هرکسی رو می بینم به نوعی درگیره و داره مبارزه میکنه
با دشمنان 
با دوستان!
با خودش 
با روزگار...
هر وقت فکر میکنم چقدر مشکلات خودم زیادن و هر وقت میگم خدایا کی میشه این مشکل حل بشه خدا کسایی رو بهم نشون میده
ک یک لحظه، تحمل جای اونا بودن رو ندارم
سرم درد میکنه، دندونام هم... درد مریضی نیست...درد بی کسیه ...
نمی دونم چرا دارم برات می نویسم ولی حس خوبه،  بودنت (با اینکه محرومم از دیدنت) بهم میگه برات بنویسم
امروز و هر روز
جمعه و شنبه و هر شنبه!!
من همونم که امروز صبح با صدای اذون بیدارم کردی و اومدی تو قلبم نشستی و گفتی آروم باش هواتو دارم
من همونم که بهم نشون دادی که اگه من این مشکل بزرگ رو دارم، خدای بزرگ هوامو داره و قلبمو با وجود تو آروم میکنه
بیا و بهم بگو:
"دستت را به من بده ... حرفت را به من بگو"
تا منم یک دل سیییییییییییییییییییییییییییییییییییییر از گشنگی هام بگم که بی تو کشیدم
از دلی که سیییییییره و روحی که تشنه و گشنه و قحطی زده، انتظار دیدارتو میکشه
من همون مریم همیشگی ام که با دلم باهات حرف میزنم 
به دلم بیا..


برای سلامتی و  ظهور امام خوبیها یک صلوات بفرستید






طبقه بندی: شخصی، 

تاریخ : جمعه 20 شهریور 1394 | 10:14 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | دل نوشته
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.