تبلیغات
خانه مریم بانو - مطالب بهمن 1393
نمیدونم چرا هنوز هم دارم اینجا مینویسم آخه خیلی از دوستان تو این مدتِ کم یا انقد کم کار شدن که سال تا سال آپ نمی کنن یا اصلن وبشون رو بستن و دیگه خبری ازشون نیست. یه خانمی بود اسمش محبوبه بود و یه وب داشت به اسم دهکده ی هنری. یادش بخیر چقد باهم دوست بودیم ولی یدفعه ای رفت ... یه دوست خوب دیگه ای هم داشتم به اسم آزیتا با وبلاگ اندیشه که ایشونم با اینکه معلم بودن و محتوای وبشون بیشتر ادبی بود نه هنری، بازم خیلی دوست شدیم ولی بازم یدفعه ای رفت... 
زندگی چقد عجیبه!!!
کسایی که یه مدت خیلی باهاشون صمیمی میشی با یه چرخش روزگار ازت کلی فاصله میگیرن. مث مریم دوست دوران دبیرستانم و نسیم دوست دوران دانشگاهم. البته دورادور جویای احوال همدیگه هستیم ولی اون ارتباط نزدیک قبل، بخاطر فاصله ها دیگه کمتر شده
من آدمی هستم که بششششدت به گذشته ها وابستم. بعضی گذشته ها نوستالژم میکنه بعضیاش ناراحتم میکنه بعضیاش می خندوندم
کلن گذشته ها برام خیلی مهمه. واسه همین همیشه سعی میکنم زمان حالمو خوب زندگی کنم که بعدها افسوسشو نخورم
اینا رو گفتم که یادی کنم از دوستایی که واسم عزیزن و با اینکه زیاد نمی بینمشون (مث مریم و نسیم) یا اصلن ندیدمشون (مث آزیتا و محبوبه) ولی همیشه بیادشون هستم و از خدای مهربون میخام هرجا و در هر حالی که هستن واسشون خیر مقدر کنه
احتمالن یه چند روزی نباشم واسه همین تصمیم گرفتم یه مطلب جدید بذارم تو وبم
این کیفی که می بینید رو برای دوتا دختر دایی شیطون بلام درست کردم  و الگو و طرحش از خودم بوده.فقط اون عکس جوجه روی کیف رو یه جایی دیده بودم قبلن ولی همونطور که قبلن هم گفتم تو چرم دوزی یا هر هنر دیگه ای ک میرم، اعتقادم بر اینه که باید ابتکارم از کپی برداری قوی تر باشه
امیدوارم از این کیف هم خوشتون بیاد و ایده های قشنگی ازش بگیرید



طبقه بندی: چرم دوزی، 

تاریخ : چهارشنبه 29 بهمن 1393 | 08:25 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | هنر نوشته
این روزا خیلی ناراحتم...
زمستون داره تموم میشه و بجز خاک چیزی از آسمون نباریده...
خدا خودش به همه ی ملت ایران رحم کنه...
اگه آب پشت سد های خوزستان نباشه پس چطور آب اصفهان و قم و ... تامین بشه؟؟
اگه بارون نباره و محصولات کشاورزی آسیب ببینن پس تکلیف همه ی مردمی که چشمشون به کشاورزی خوزستانه چی میشه؟؟
وگرنه خود مردم خوزستان که حقی ندارن!!!
باید انقد سر رودخونه ها شون سد بزنن که خودشون محتاج آب بشن؛ که هور ها خشک بشن و
 جدای از نابودی هزاران گونه ی گیاهی و جانوری، گرد و خاک بوجود بیاد و مردم نتونن نفس بکشن
خوزستان، بابای ایرانه!
یه بابای ساده و بی ادعا که صب بلند میشه میره سر کار و شب برمیگرده
بچه هاش دیگه یادشون رفته که بابا دارن فقط میدونن یکی هست که خرج و مخارجشون رو تامین میکنه و همین کافیه!!
گاهی از مادرشون میفهمن که حال بابا خوب نیس ولی بازهم اهمیتی نداره چون فعلن زندس و تامینشون میکنه...
ای روزگار ......................

این روزا مشغول چرم دوزی و یه سری کارای جدید دیگه هستم که به موقعش رونمایی میکنم ازشون
فعلن این چند نمونه کیف زنونه رو داشته باشید

این عکس دست جمعی


اینم عکسای تکی


ایده ی اکثر کارهای چرم دوزیم از خودمه و از جایی تقلید نمیکنم.حالا اگه گاهی یه چیزی مشابه میشه اتفاقیه
تزیینات روی این کیف ها با تزیینات روی کارت های عروسی درست شده
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم
لطفن اگه در این زمینه سر رشته دارید و نظرتون منفیه، بعد از منفی دادن، دلیلشم بنویسید
البته اگه از دوستان هستید، چون دوستان همیشه به فکر پیشرفت آدمن و دشمنان به فکر در جا زدن و پس رفت!!!
برای خوب شدن حال بابای مریضمون (خوزستان سرفراز) دعا کنیم



طبقه بندی: چرم دوزی، 

تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393 | 08:09 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | هنر نوشته


نامه باید کوتاه باشد،

ساده باشد

بی حرفی از خاک و سرفه... .

 

از نو می نویسم:

سلام تهران!

حال همه ی ما خاک است،ملالی نیست جز سخت شدن گاه به گاه تنفس

که مردم به آن خفگی بی سبب می گویند

با این همه عمری اگر باقی بود، طوری از کنار زندگی می گذرم

که نه آب زاینده رود خشک شود و نه این چشمه های نفت همیشه جوشان!

راستی خبرت بدهم،خواب دیده ام قبری خریده ام بزرگ

به وسعت خوزستان

بی پرده،بی پنجره،بی در،بی دیوار،بی آب،بی نفت...

بخند تهران

هی بخند...

بی پرده بگویمت،فردا نفسم خواهد گرفت و تو دیگر صدای خاموش اعتراض مرا نخواهی شنید

دیگر نه مالچ می خواهم نه آب و نه سهمی از پول نفت

آخرین خواسته ام اما

قطار سریع السیر اصفهان است

و اتوبان تهران - شمال

پولش را از باقیمانده پول نفتت کنار گذاشته ام

 

نامه باید کوتاه باشد

از نو برایت می نویسم:

حال ما همه خاک است!

اما تو راحت باش...



      (بابک مختاری.بهمن 93)




طبقه بندی: شخصی، 

تاریخ : چهارشنبه 22 بهمن 1393 | 08:32 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | درد نوشته


در ادامه ی کارهای چرم دوزی بنده، میرسیم به این کار که برای همسری  درست کردم و خیلی از نتیجه ی کار راضی بودم
فقط چون جز اولین کارهام بود و همش فکر میکردم ممکنه خراب بشه با چرم مصنوعی دوختمش و از این بابت اندکی پشیمونم ولی خب ان شالله دیگه کیف های بعدی رو حتمن با چرم طبیعی میدوزم
آستر داخلشو اشبالت کار کردم و خودم از نتیجه کار راضی هستم
نظر شما چیه؟








طبقه بندی: چرم دوزی، 

تاریخ : شنبه 18 بهمن 1393 | 08:35 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | هنر نوشته
گفته بودم که کلاس چرم دوزی میرم.این اولین چیزی هست که یاد گرفتم و درست کردم
راستش تولد دو داداش عزیزم بهمن و اسفند هست و من تصمیم گرفتم امسال با هنر خودم براشون یه چیزی درست کنم
با مشورت با همسری و مامانی نتیجه این شد که براشون دو تا کیف پول بدوزم که در اینجا مشاهده می نمایید!!
از دوست عزیزم مینا که زحمت آموزش این هنر فوق العاده رو به بنده کشیدن تشکر میکنم و امیدوارم زندگیش پر از لحظات قشنگ باشه
اساتید محترم چرم دوزی نظراتشون رو بفرمایند لدفن:


من در عجبم که چرا بعضیا اینجورین؟؟!
اولین کار چرم دوزیمو نگاه کنید. 5تا رای مثبت داره 3 تا رای منفی. جالبه که وقتی با سیستم باشگاه نویسندگان میهن بلاگ چک کردم، هر سه تا رای رو یک نفر به فاصله ی روزهای مختلف با یک آی پی داده!!!
نمیدونم چرا این کیف انقد رو اعصابشه
البته شاید این باعث بشه طرف بره به بقیه ی کارامم رای منفی بده که اصلن مهم نیس فقط کاش وجودشو داشت اشکال کار رو میگفت
چون هرکسی این کار رو دیده گفته که با نمونه های آماده ی بیرون مو نمیزنه و دوختهاش بسیار مرتب و تمیزن




طبقه بندی: چرم دوزی، 

تاریخ : شنبه 11 بهمن 1393 | 02:00 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | هنر نوشته
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.