تبلیغات
خانه مریم بانو - مطالب شهریور 1394
همیشه تو زندگیم،از ساده ترین تا پیچیده ترین مسائل، سعی میکنم بهترین انتخاب رو داشته باشم و یکی از این انتخاب های بینظیر، سرویس میهن بلاگ هستش!
در حالیکه عزیزانِ بلاگفایی هنوز در گیر و دار حفظ یا برگشت مطالب وبلاگشون هستن، اینطرف تو میهن بلاگ صحبت از یه نرم افزار اندرویدی ویژه س  که قراره کار وبلاگ نویس ها رو راحت تر کنه و به راحتی از طریق گوشیاشون، به وبلاگشون دسترسی داشته باشن
هر روز که از طریق سایت، وارد پنل مدیریتم میشم، خبرای خوش این اپلیکیشن رو میبینم و حیفم اومد از مدیریت توانمند میهن بلاگ، تشکر نکنم 
میدونم که این مطلب رو  شاید هیچوقت نخونن ولی واقعن از تک تکشون، سپاسگذارم بابت این سرویس بینظیر!
این روزا که بازار خندوانه داغ داغه و هرکسی به یه نفر رای میده و دلایل رای دادن بعضیا هم جالبه!
مثلن یکی فقط به خانما رای میده (البته واقعن برنامه شقایق دهقان خووب  بود)، یکی میگه فلانی نویسندس من به اون رای میدم، یکی میگه چرا فلانی تو فیلم سیاسی بازی کرده، بهش رای نمیدم  و ...
و جالبه وقتی کسی شکست میخوره، یا میرن تو صفحش دلداری های بیخودی میدن و به طرف مقابلش ف...ش میدن یا اگه مخالفش باشن، به خودش ف...ش میدن و میگن حقت نبود برنده شی!!!!
آخه واقعن مگه این مسابقه چیه؟؟ تمام این کمدین ها یه جورایی باهم دوست هستن و اصلن واسشون فرقی نداره کدومشون ببره!!
نمیفهمم چرا بعضیا انقد بی ظرفیت هستن!!
یا مثلن به آقای جوان چه ربطی داره که کمدین محبوب شما شکست خورده که میرید ف..ش مینویسید براش؟؟!!
آدم واقعن باید ظرفیتش بالا باشه تو این مملکت که از جون و دل مایه بذاره و برنامه بسازه و بجای تشکر، ف...ش نصیبش بشه و حرف نزنه!
مث مهران مدیری نازنین که هر فیلمی ساخت از صدا و سیما بگیر تا مردم همش جلوش سنگ انداختن ولی نمیدونم واقعن به چه امیدی بازم برای تلوزیون میسازه!!!
ولی این برنامه خندوانه ثابت کرد، که مردم اگه براشون برنامه های متنوع و جذاب بسازن، کاری به برنامه های بی محتوای اونوری  ندارن!
امیدوارم همونطور که مسئولین اونوری اتاق فکر دارن و کلی تیم متخصص که برای شست و شوی مغزی جوونای ما فیلم بسازن، مسئولین ما هم کمی عاقلانه تر و مدبرانه تر عمل کنن و مردم رو جذب فرهنگ غنی خودمون کنن!
این روزا فیلم زیاد دیدم ولی خیلی جالب نبودن ک بخام معرفی کنم ولی مشغول نهج البلاغه خوانی هستم و از سطر به سطرش حضضضضضضضض میبرم
اگه خاستید برای گوشی اندرویدی تون میتونید نصبش کنید و همیشه همراهتون داشته باشید و حداقل  حکمت های فوق العادشو بخونید که بی نهایت آموزندن
اینم آدرسش از کافه بازار 
خوش بحال شهرهایی که این روزا نعمت باران رو دارن تجربه میکنن
ان شالله تو شهر ما هم یه بارونی بزنی ..
این یه کار قدیمیه که چند ماه قبل درستش کردم ولی وقت نشده بود اینجا بذارم 

از این حلقه برای تزیین اتاقمون استفاده کردم و حس خوبی بهم میده
اون کارت ها رو خودم با مقوا درست کردم و دوتا از عکسای عروسیمونو چسبوندم روش که بی نهایت قشنگ شد
اون قلبی که وسط حلقه هست رو مامان گلم بافتن که از همینجا دستای نازنینشو میبوسم
این روزا بشدت مشغله کاریم زیاد شده و برای همین زیاد وقت نمیکنم بیام اینجا که باید ببخشید
راستی حتمن حتمن پای آناناس رو با دستور بینظیر دوست گلم محب مهدی درست کنید و لذذذذذذذتشو ببرید
فووووووووووووووق خوشمزه بود (عکساشم تو اینستاگرامم هس)

++فکر نکنید کار چرمی جدید ندارم، انقد از هنر چرم دوزی گذاشتم که دیگه خجالت میکشم انگار وبم شده آموزش چرم دوزی




طبقه بندی: کارهای هنری، 

تاریخ : یکشنبه 29 شهریور 1394 | 07:20 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | هنر نوشته
چند وقتیه حسابی درگیرم و چندان وقت نمیکنم بیام اینجا و مطلب بذارم
داشتم به این فکر می کردم که عجب روزگاری شده!
دلِ بی غم
سرِ بی درد
ذهنِ آروم
آرامشِ همیشگی 
و مفاهیمی از این قبیل، برای هیچکس وجود نداره تو زندگی
شاید همه ی اینا واسه اینه که دنیا، دارِ مکافاته و ما باید مث دانش آموز، درسامونو خوب بخونیم و امتحانامونو پاس کنیم تا بعدن ک کارنامه ها رو میدن، خدای نکرده پشیمون نباشیم
شروع به خوندن نهج البلاغه کردم و عجیب منو به سمت خودش میکشونه
تو مقدمه آقای دشتی، یه جا گفته بودن، که : "از آغاز تحصیلات حوزوى (سالهاى 43-  50) كه ترجمه هاى موجود را مطالعه مى كردم و كاستى هاى مفهومى را مى یافتم، نگران و در فكر چاره اندیشى بودم كه یكى از نوشته هاى جرج جرداق مسیحى، (استاد ادبیّات عرب در لبنان) را خواندم كه اعتراف كرده بود: «جاذبه هاى كلمات امام على علیه السّلام شورى در من ایجاد كرد كه 200 بار نهج البلاغه را مطالعه كردم».

چنان بر خود لرزیدم و به تعصّب و غرور اعتقادى من ضربه وارد شد كه تا مدّتى حالت عادّى نداشتم، و بر خود نفرین كردم كه چرا یك مسیحى، 200 بار نهج البلاغه را مى خواند امّا من كه خود را از شیعیان امام على علیه السّلام مى شمارم و ادّعاى محبّت و ولایت او را دارم به راستى چند بار نهج البلاغه را خوانده ام و با مفاهیم ارزشمند آن به چه میزان آشنایى دارم ما كه در خانواده شیعه، از پدر و مادرى شیعه، و از خاندان شیعه و در كشور شیعیان قرار داریم، چرا باید با نهج البلاغه بیگانه باشیم"

حالا حساب کنید ما دیگه چی باید بگیم...

خوندن نهج البلاغه رو به همه توصیه میکنم. نه فقط مسلمونا، اگر هر دوستی با هر دین و تفکر و مذهبی، داره این مطلبو میخونه و به فکر بالا رفتن سطح شعور و آگاهی خودش هست، یکی از بهترین کتاب ها، همین نهج البلاغه است!

بعد از کلی انتظارِ من، آلبوم جدید گروه چارتار هم منتشر شد به اسم جاده می رقصد

میخاستم به همه تون پیشنهاد بدم که برید ارجینالشو بخرید و گوش بدید و لذتشو ببرید ولی متاسفانه این کار، بسییییییییییار ضعیف هست نسبت به آلبوم باران توئی و من اصلن علتشو نمی فهمم

ولی درکل برای حمایت از هنرمندان خوب کشورمون، بهتره محصولات ارجینال تهیه کنیم

دیگه نزدیکیای مهرماه هم هستیمو حال و هوای خوش پاییزی همه جا هست

اکثر شهرهای ایران، هواشون بارونی شده ولی اینجا متاسفانه هنوز بارونی نباریده 

ان شالله که هرچه زودتر، شهر ما هم بوی خاک بارون خورده بگیره

این جامدادیا رو جدیدن درست کردم

نظرتون چیه؟




طبقه بندی: چرم دوزی، 

تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394 | 09:17 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | هنر نوشته
امروز جمعه است...
یه جمعه ی دیگه که همه منتظرش هستیم...
هر کسی منتظر یه چیزی..
کارمند ها منتظر یک روز استراحت و خابیدن تا لنگ ظهر!
مغازه دار ها منتظر یک روز زدن به دل دشت و صحرا و استراحت!
مجردها به فکر یک روز رفتن به کوه همراه با دوستان یا قرارهای دوستانه!
متاهل ها به فکر تمیز کردن خونه و رتق و فتق امورِ بجا مونده از روزهای گذشته!
پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها منتظر دیدن پسرا و دخترا و نوه ها و نتیجه ها و ....!
من  منتظر  تو!
کاش میدونستم چطور منتظرت باشم که بیای 
کاش میدونستم آدرس وبلاگت چیه برات کامنت میذاشتم
کاش میدونستم شماره ت چنده که توی تلگرام و واتس اپ و ... برات پیام بدم
حتا اگه اینترنتت قط بود بهت پیامک میزدم
اگه پیامکم دلیور نمیشد، بهت زنگ میزدم ک بیا
ک دیگه خسته شدیم ک دیگه بریدیم ک دیگه درمونده شدیم
کاش می شد رو در رو بهت بگم که چه دنیایی داریم
ک جواب اشتباهات ما رو آدمای بی گناه میدن
ک تاوان اختلافات و جنگ های بر سر پول و قدرت رو، کودکان بی گناهی میدن که جسداشونو آب دریا برامون میاره، یا زیر خروارها آوار و خاک پیدا میشن
"من اینجا بس دلم تنگ است..."
هرکسی رو می بینم به نوعی درگیره و داره مبارزه میکنه
با دشمنان 
با دوستان!
با خودش 
با روزگار...
هر وقت فکر میکنم چقدر مشکلات خودم زیادن و هر وقت میگم خدایا کی میشه این مشکل حل بشه خدا کسایی رو بهم نشون میده
ک یک لحظه، تحمل جای اونا بودن رو ندارم
سرم درد میکنه، دندونام هم... درد مریضی نیست...درد بی کسیه ...
نمی دونم چرا دارم برات می نویسم ولی حس خوبه،  بودنت (با اینکه محرومم از دیدنت) بهم میگه برات بنویسم
امروز و هر روز
جمعه و شنبه و هر شنبه!!
من همونم که امروز صبح با صدای اذون بیدارم کردی و اومدی تو قلبم نشستی و گفتی آروم باش هواتو دارم
من همونم که بهم نشون دادی که اگه من این مشکل بزرگ رو دارم، خدای بزرگ هوامو داره و قلبمو با وجود تو آروم میکنه
بیا و بهم بگو:
"دستت را به من بده ... حرفت را به من بگو"
تا منم یک دل سیییییییییییییییییییییییییییییییییییییر از گشنگی هام بگم که بی تو کشیدم
از دلی که سیییییییره و روحی که تشنه و گشنه و قحطی زده، انتظار دیدارتو میکشه
من همون مریم همیشگی ام که با دلم باهات حرف میزنم 
به دلم بیا..


برای سلامتی و  ظهور امام خوبیها یک صلوات بفرستید






طبقه بندی: شخصی، 

تاریخ : جمعه 20 شهریور 1394 | 10:14 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | دل نوشته
چند روزیه که دندونم به شدت درد میکنه و دردشم بخاطر اینه که یه چیزی بدجور رفته بود توی لثه ام و تا 3 روز در نمیومد
الان با دندون درد و یه حس خیلی بد دارم می نویسم ولی امیدوارم شما حال و احوالتون خوب باشه
این روزا که تو بعضی شهرها، هموطنامون دارن بارون تابستونی رو تجربه میکنن ما همچنان با شرجی و گرما دست و پنجه نرم میکنیم 
ولی وقتی بهش فکر میکنم می بینم با اینکه گرما خیلی آزار دهندس ولی یه جورایی بهش عادت کردیم و دیگه اگه گرما نباشه اذیت میشیم
وقتی تو نیمه دوم سال یه جای سردسیر سفر میکنیم، خیلی اذیت میشم مخصوصن اگه جایی باشه که آفتاب هم نباشه که دیگه خیلی بدتر!!
یکی از فواید گرما و بیرون نرفتن از خونه، فوران چشمه ی هنرهای بنده س که امروز میخام یه نمونه دیگه شو بذارم 
در حال حاضر نمیخام چند روزی کار هنری خاصی کنم و ترجیح میدم بیشتر وقتمو به مطالعه بگذرونم
راستی برای کسایی که گوشی اندرویدی دارن و علاقمند به یادگیری یه زبان خارجی بجز انگلیسی هستن، برنامه ی duolingo رو بششششششدت توصیه میکنم.
 البته برای یادگیری باید سطح زبان انگلیسی تون متوسط باشه چون مدیوم آموزشی این برنامه، زبان انگلیسی هست
duolingo یه پرنده ی دوست داشتنیه که بهتون کمک میکنه تا بصورت آنلاین، هر تعداد زبانی رو که علاقمند هستید یاد بگیرید
این برنامه فوق العاده رو میتونید از بازار دانلود کنید



اینم عکس یکی از آخرین کارهای چرمی من
که با آموزش خانم قاصدی نازنین، که از سایت تبیان گرفتم، دوختمش و خیلی هم دوستش دارم
البته من الگوی خانم قاصدی رو کاملن تغییر دادم ولی اصول کار رو از ایشون یاد گرفتم و ازشون سپاس گذارم
چند روز پیش توی اینستاگرام، وقتی دیدم ایشون منو فالو کردن حسابی ذوووق کردم چون من ازشون درخاست نکرده بودم و ایشون خودشون کار بنده رو پسندیده بودن و این برام حس خیلی خوبی بود
چرم این کار مصنوعیه ولی بسیار مرغوبه. آستر اشبالت و دسته ها هم از اشبالت
اینم عکس کیف گل گلی قشنگم


اینم لینک  ویدئوی آموزش این کیف البته من اندازه ها و مدل الگو رو کاملن تغییر دادم ولی اصول کار یکی هست
با این روش من تا بحال 4 کیف درست کردم و همه تفاوت هایی باهم دارن
امیدوارم خوشتون اومده باشه؛ منکه عاشششششقششششم
++ منتظر کارهای جدید و فوق العاده در روزهای آینده باشید، ان شالله



طبقه بندی: چرم دوزی، 

تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 | 08:12 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | هنر نوشته
آخه خدا وکیلی به نظر شما این انصافه که با تابستون های داغ اینجا، با شرجی های بالای نود درصد، با دمای بالای 45 درجه ، با  گرد و خاک هایی که دیگه واسه مردم، عادی و روزمره شده، با کمبود امکانات رفاهی مث پارک و سینما و مکان های تفریحی (که بلاخره یه چند ساعتی رو آدم از خونه بزنه بیرون) قبض برق انقد گرون باشه برای خوزستانی ها؛ مخصوصن شهر ماهشهر که حتا یک سینما ی فعال هم نداره. ینی یه سینما داره ولی همیشه بسته س. نه پارکی نه جای دیدنی که بلاخره آدم یه چند ساعتی رو از خونه بره بیرون .
 خب دیگه تمام تفریح مردم به همین تو خونه موندنه و سرگرم شدن با وسایل الکترونیکی!
با این وضع گرما هم که خداوکیلی نمیشه کولر روشن نکرد
من در طول روز اکثر اوقات چراغ روشن نمیکنم چون خونه مون رو به آفتاب هست و نور کافی داره خداروشکر
پنجره ها هم که دوجدارس و تا بخاد خونه گرم بشه خیلی طول میکشه؛ معمولن از صبح تا ظهر کولر هم روشن نمیکنم
فقط یه مودم و یه یخچال روشنه! (که تازه مودم هم فقط صبح تا ظهر روشنه اکثرن)
در طول روز حتا تلوزیون هم تماشا نمیکنیم و فقط عصر از ساعت 5 /6 به بعد تلوزیون خونه ما روشن میشه
بعد بی انصافا قبض برق مارو نوشتن 52000 تومن!
مردم خوزستان خییییییییییییلی مظلومن.. . 
خدا وکیلی دلم واسه خودمون میسوزه. . . 
آب رودخونه هامونو که میبرن واسه شهرهای دیگه 
رودخونه های ما خشک میشه و طبیعتمون از بین میره؛ کشاورزیمون با مشکلات جدی مواجه میشه ؛ آب هوای شهرمون گرم تر میشه ولی صدامون درنمیاد
بعد عزیزان اصفهانی رو میبینم که مررررررررررررررررتب دارن تو شبکه های اجتماعی عکس میذارن که زاینده رود خشک شد
عزیزان آذری همه جا داد میزنن که دریاچه ارومیه داره خشک میشه
و ما بازهم صدامون در نمیاد...
نفت، کشاورزی، پتروشیمی و محصولاتش ، بعضی معدن ها ، آب و هزاران نعمت دیگه تو خوزستان هست و مردمش انقد باید اذیت بشن
توی شهری زندگی میکنم که حداقل 20 شرکت فعال پتروشیمی ، دارن اونجا کار می کنن با درآمد هایی که منو شما حتا صفرهاشم نمیتونیم بشماریم بعد این شرکت های نامرد حتا حاضر نیستن کمی به ظاهر شهر رسیدگی کنن 
و از همه بدتر اینکه مردم صداشون در نمیاد .....
خدا آخر و عاقبتمونو به خیر کنه...
یه تبلیغی هست جدیدن خییییییییییلی زیاد پخش میشه و واقعن مضحکه و رو اعصاب!
تبلیع شامپو سیر پرژک
که یه جوونی با موهای بلند و پرپشت، میاد به یه شهری دنبال بوعلی سینا که واسه ریزش موهاش!!! بهش دارو بده!!!
بعد هرجا میره میبینه دارن راجب خاصیت های سیر صحبت میکنن و بوعلی سینا همون لحظه اونجا بوده 
بعد بهش میگن بوعلی سینا رفته گرمابه
میره اونجا و یارو تا میبیندش میگه : دنبال بوعلی سینا میگردی؟؟ مشکلت ریزش موئه. این شامپو پرژک رو واست گذاشته!!
اینجا جالبه که بوعلی سینا رو  در حد کریس انجل میبره بالا که ینی پیشگو بوده
بعد طرف شامپو رو میزنه و فورن مشکلش حل میشه و برمیگرده ازدواج میکنه!!!
اینکه چرا از اسم حکیم و فیلسوف بزرگی مث بوعلی سینا  سواستفاده کردن و ... بماند
آخرش اون شعری که میخونه خیلی باحاله
این شعر بخشی از یک رباعیه که بعضی معتقدن منصوبه به شیخ ابوسعید ابولخیر و بعضی معتقدن منصوبه به ابن سینا
حالا اینکه این شعر و معنی اون کوچکترین ربطی به این تبلیغ نداره ، بماند
نکته اینجاست که چقدر عزیزان مسئول، مخاطبینشون رو ......... تصور کردن که چون این شعر کلمه ی "موی" توش داره ، ربطش دادن به شامپو!! (اینجا باید عکسِ تو سر و سینه زدن بذارم که متاسفانه اینجا موجود نیس)
من شعر کاملشو براتون میذارم از عزیزانی که ربط این رباعی و بلاخص اون شاه بیتی که تو این تبلیغ بکاررفته رو به شامپو میدونن، تقاضا دارم بیان به منم بگن!
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت      یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزارخورشید بتافت       آخربه کمال ذره‌ای راه نیافت

واسه اینکه نگید مث پیرزنا غر زدم یه کار چرمی جدید میذارم که برای یه دوست درست کردم 

این یه جای موبایله که با این کار صورتی-سفید  ست کردم

خودم خییییییییلی دوستش میدارم


نظر شما چیه؟

++ اون گوشی خودمه که توش گذاشتم و چون صفحه اش از گوشی دوستم بزرگ تر بود یه کوچولو از موبایلم بیرون مونده ولی برای گوشی اون کاملن اندازس
 
+++ بزودی با یه چالش جدید میام پیشتون. چالش کتاب خوانی!
کتاب خونا اعلام وجود کنن







طبقه بندی: شخصی،  چرم دوزی، 

تاریخ : شنبه 7 شهریور 1394 | 08:27 قبل از ظهر | نویسنده : مریم بانو | هنر نوشته
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.